استثمار

به نام ایزد متعال

.

خیلی وقته که به دنیای مجازی سر نزدم . اونم فقط به یک دلیل : استثمار. معنی این کلمه تو سایت farsilookup.com  اینه :

  • ثمرخواستن, میوه‌چیدن, میوه‌خواستن, نتیجه‌وثمرخواستن, کسی رابه‌کارواداشتن وازحاصل رنج وزحمت‌اوسودوبهره‌بردن
  • ( مصدر ) 1 - میوه چیدن . 2 - میوه خواستن . 3 - نتیجه خواستن . 4 - کسی را بکاری واداشتن و از دسترنج او بهره بردن . 5 - تحت تسلط و بهره برداری در آوردن مملکتی قوی مملکتی ضعیف را .

ولی چیزی که تو عام جاافتاده بهره کشی از آدمهاست . تو شرکت ما این کلمه رو خیلی خوب معنی کردن :

از اول ماه گذشته یهو و بی هیچ پیش زمینه ای اعلام تعدیل نیرو کردن اونم درحالیکه کارمون ، بنا به نیاز بازار ، تقریبا 5/1 برابر شده بود . ازاونجا که کسی واسه نظر ما پشیزی ارزش قایل نبود این کار انجام شد و تو قسمت من که دوتا بودیم ، یکیمون پَر.... حالا من موندم با کار دونفر و صدالبته همون حقوق قبل .

بدتر وقتی بود که دوتا دیگه از همکارای عزیز که حقوقشون سه برابر حقوق منه وکارشونو انداختن گردن قسمت ما ، حاضر نمیشدن حتی تو این شرایط کارشونو خودشون انجام بدن . بعد از کلی جنگ اعصاب تازه موفق شدم وادارشون کنم یه قسمت از کارشونو به عهده بگیرن ( اونم فقط یکیشون ) ، نتیجه اینکه چشمام طی یک عمل غافل گیرانه 5/1 نمره ضعیف شدن ! جالب اینکه وقتی بعد از حدود دوهفته که تازه کارا داشت رو غلطک می افتاد مدیرمون بهم میگه دیدی سخت میگرفتی باید خودت از اول همه کارارو انجام میدادی .

امروز که میزان حقوق این ماهمون رو اعلام کردن به یکی از همون دوتا همکارم پیشنهاد دادم ندید یک سوم پورسانتشو ( نه کل حقوقش رو ) با کل حقوق من عوض کنه . حتی لفظی و به شوخی هم قبول نکرد . آخه همه میدونن که جامعه ی نسوان شرکت ما رکورددار پایین ترین حقوق هستن !

نتیجه : خدارو شکر . اگرچه یه زنم و تو ایران زندگی میکنم ولی چقدر خوشبختم که تو سومالی نیستم .

.

.

.

 

 

   + نویسنده - ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠

بی جنبه

به نام ایزد متعال

.

من معتاد شدم . به همین سادگی .

.

یه بنده خدایی گفت حل کردن سودوکو و جدول باعث میشه آلزایمر نگیریم . منم تصمیم گرفتم پیشگیری کنم . یه روز یه جفت مجله  ( از اینایی که تاریخ گذشته ست و دوتاش 500 تومنه ) خریدم و تو اوقات بیکاری شروع کردم به حلش . بعد یه جفت دیگه و یکی دیگه و .... بعد به این نتیجه رسیدم که خوبه تازه هارو بخرم تا تو مسابقاتشم شرکت کنم . این شد که بهترین – از نظر خودم ، که غلط نداشت و تکراری هم نبود – یعنی دوهفته نامه ی جستجو –  رو خریدم و این بود ابتدای ماجرا . تمام روزای تعطیلم پر شد با جدول حل کردن ؛ کتاب خوندن ... پَر ، تلویزیون دیدن ... پَر ، مهمونی رفتن ... پَر ، خرید کردن ... پَر .... جستجوهای من  تو اینترنت خلاصه شد به این سایت farsilookup.com و google.com و   wikipedia.org اونم برای حل جدول . از حق نگذریم کلی اطلاعات جدید بدست آوردم ولی از خیلی کارای دیگم موندم . الانم تو ترکم !!! البته به روش نوین . یعنی کم کم . تا چی پیش بیاد ....

.

.

.

   + نویسنده - ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠

چگونه می توان خودروی بدون ترمز را متوقف کرد ؟

 

به نام ایزد متعال

..

 رایج ترین راه برای توقف خودرو بدون استفاده از ترمز ، بهره گیری از موتور است که به طور ساده ترمز موتور نامیده می شود و در خودروهای سنگین کاربرد فراوان دارد . این روش بدین گونه عمل می کند که از کمپرس ایجاد شده در فاز تراکم موتور بهره گرفته تا خودرو را متوقف کند . ترمز موتور هم در سرعت های بالا و هم در سرعت های پایین کاربرد دارد . شما این عمل را بدون نیاز به دانستن هیچ گونه مهارت خاصی می توانید انجام دهید . کافی است تا کلاچ را گرفته و دنده را به دنده سنگین تر تعویض کنید ، سپس مشاهده خواهید کرد که خودرو شروع به کم کردن سرعت می کند .

برای مثال فرض کنید که شما درحال حرکت با دنده 4 هستید . به طور ساده دنده را به 3 و سپس به 2 تعویض کنید . در صورتی که خودرو متوقف نشد حتی می توانید دنده را به 1 نیز برسانید . البته تعویض دنده به 1 باید با احتیاط انجام شود زیرا ممکن است موجب از کار افتادن موتور و ایجاد صدمه در آن گردد . شما همچنین می توانید دنده ها را به صورت یکی در میان عوض کرده ولی این کار به خودرو آسیب می رساند . اگر این عمل را درست و سریع انجام دهید سنگین کردن دنده ها خودرو را به طور یقین متوقف می کند البته در صورتی که فاصله مناسب با مانع داشته باشید .

روش دوم سیستم ترمزی که در هر خودرویی یافت می شود ترمز اضطراری یا ترمز دستی است . استفاده از این سیستم از تاثیرگذاری کمتری نسبت به ترمز موتور برخوردار است . این روش می تواند خودرو را در سرعت های پایین متوقف کند ولی در صورت استفاده در سرعت های بالا نیاز به مسافت بیشتری نیز است .

اصولا در هیچ خودرویی نیروی کمکی روی ترمز دستی نصب نمی گردد . ترمز دستی بسته به نوع خودرویی که سوار هستید ، به وسیله فعال سازی دیسک یا کاسه ترمز های عقب به کار می افتد . استفاده از ترمز دستی به جای ترمز موتور می تواند خطرناک باشد . ترمز دستی بیشتر در حرکات نمایشی و دریفت کاربرد دارد .

شایان توجه است که استفاده هم زمان از تکنیک های بالا امکان پذیر است ولی نیاز به مهارت کافی داشته و به دلیل اینکه شما در چنین موقعی یقینا به دنبال خودنمایی نیستید پس بهتر است که یکی از متدها را به طور ایمن و صحیح انجام دهید .

.

                                                         برگردان و نوشته : پژمان یمانی

                                                                      مجله ماشین

                                                                       مرداد 1390

 

 

 

   + نویسنده - ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠

مدیریت ریسک

 

به نام ایزد متعال

..

 در سال 1988 در شرکتی ، مدیر قسمتی بودم که که روزی به من گفته شد جزء بهترین مدیرهای شرکت انتخاب شده ام  که همه انتخاب شدگان به عضویت کلوپ مدیرعامل ( President’s Club ) در می آیند و جایزه آن یک سفر یک هفته ای به هاوایی با مدیرعامل به همراه خانواده و دریافت یک کامپیوتر ساخت شرکت خودمان بود . قرار شد چهل نفر رییس ، مدیر ، معاون و مدیرعامل و همراه خانواده با یک پرواز به هاوایی برویم . وقتی مدیرعامل خبردار شد که همه قرار است با یک هواپیما برویم عصبانی شد و گفت اصلا نباید چنین ریسکی کرد چرا که اگر این هواپیما سقوط کند ، شرکت دوهزار نفری تعطیل خواهد شد ! همان موقع از مدیر منابع انسانی خواست که با شرکت های معروف تر مانند Hp هماهنگ کند و از روش های  آنها برای این مسافرت استفاده شود . در نتیجه ی این روشها از آن پس بیش از دو معاون شرکت یا سه مدیر یا چهار رییس نمی توانستند در یک هواپیما سوار شوند . نتیجه این شد که ما را با هشت پرواز مختلف به هاوایی فرستادند و ساعت ورود ما به هاوایی از صبح تا بعدازظهر بود یعنی همه باید صبر می کردیم که بقیه هم برسند و بعد برنامه های تفریحی تور شروع شود . بله ، به این می گویند مدیریت ریسک .

زندگی ، خود یک ریسک است ولی بعضی از کارها ریسک بیشتری از بقیه دارند و باید کمی به آنها فکر کرد . هنگام مسافرت با هواپیمای مسافربری اگر فرزندانم همراه ما نبودند ، من و همسرم از دو پرواز مختلف  استفاده می کردیم که در صورت سقوط هواپیما یکی از پدر و مادر به عنوان سرپرست باقی مانده و بچه ها را بزرگ کند .

ما همیشه در خانه مان را قفل می کنیم ، به ماشینمان زنجیر می بندیم ولی از خیابان ، بی پروا از یک سمت به سمت دیگر می رویم و می گوییم اگر قرار باشد تصادفی رخ بدهد حتما خواهد داد . این فکر به شرطی درست است که در خانه را نیز قفل نکنیم و پنجره اتومبیل را موقع پارک پایین بگذاریم ، با این فرض که اگر قرار است اتفاقی بیفتد حتما خواهد افتاد .

به هر حال مقوله ریسک ، احتیاج به مدیریت دارد . اگر کسی که تازه گواهینامه رانندگی گرفته پشت ماشین فرمول یک بنشیند ، ریسک بزرگی می کند ولی برای یک راننده خوب و با تجربه ، این ریسک خیلی کمتر است . می توان همه کارهای خطرناک دنیا را انجام داد ولی با کمی محاسبه و دقت ، ریسک آنها را به حداقل رسانید .

.

                                                         مهندس فرهاد کاشانی

                                                               مجله ماشین

                                                                مرداد 1390

 

 

 

   + نویسنده - ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠

پاگشای نوزاد

به نام ایزد متعال

.

به دنیا اومدن یه بچه ی تازه خیلی چیزارو یاد آدم میاره . یکی از این چیزا رسم و رسومی هست که قدیما خیلی سفت و سخت اجرا میشدن . از اونجا که کوچیکترین نوه از فامیل بزرگ ما دوازده سالشه ، این وقفه ی طولانی و البته بیخیالی نسل جدید نسبت به این چیزا و جایگزینی اونا با نوآوری های عجیب و غریب و تغییر آیین قدیمی باعث شد که دو سه تا نتیجه ای که الان بین یک تا سه سالشونه محروم بشن از خیلی از این جشن ها .

البته مامانه خیلی نسبت به این چیزا حساسه . وقتی باقالی دنیا اومد اصرار داشت براش شپّاسی (‌هفت شب ) بگیریم . یا برای بیرون اومدن اولین دندونش گازفروشان ( دندونی )‌ گرفتیم . هنوزم که هنوزه هر بچه ای که برای اولین بار میاد خونه ی ما ، موقع رفتن یه ظرف پر از برنج و تخم مرغ میگیره و ....

میگن اگه صاحب خونه به نوزادی که بار اول به خونه ش اومده برکت نده ، موش تو انبارش می افته. ( برنج نماد برکت و تخم مرغ ، بچه ی اون خونه ست . )

این سوال واسم پیش اومد که آیا این رسم – دادن تخم مرغ و برنج - فقط تو شهر ما وجود داره یا نه ؟ تو کتابهایی هم که داشتم چیزی پیدا نکردم .

تو اینترنت کلی جستجو کردم ولی فقط تو یه جا به اسم بنیاد بازشناسی لارستان کهن ( حوزه ی مطالعات جنوب و خلیج فارس ) – http://www.larshenasi.com/1389/01/---12.html- متن زیر رو پیدا کردم که البته ربطی به رشت نداره ولی چون تنها چیزیه که پیدا کردم اینجا میارمش:

.

9-2- مراسم پاگشایی بچه ( بِچ شَوا خونَ خَندَ / / bač šavâ xo:na xanda

همانگونه که گفته شد ، پس از چهل روز برای اولین بار نوزاد را از خانه به یکی از اماکن مقدس شهر می برند . علاوه بر آن برخی نیز نوزاد را نزد سید معتبر و یا عالم آن شهر که به آن " آقای گپ " می گویند ، می برند تا برایش دعا کند . پس از آن به خانه ی مادربزرگ مادری ( مادر بئو ) می روند . که در این مراسم پاگشایی ، بستگان درجه ی یک پدر نوزاد ، مانند مادر ، پدر ، خواهر و برادر نیز دعوت می شوند . در این میهمانی ولیمه داده می شود و هدیه ای به مادر و نوزاد می دهند و برای خوش یمنی و شادی مادر بئو ، پول و بادام سبز بر سر مادر و نوزاد می پاشد ( شاباش می کند : بَرَنِش / baraneš / می کند ) . بعد از پاگشایی اول ، نوبت به دیگر اقوام می رسد که یک به یک مادر و نوزاد را پاگشا می کنند .

.

از هرکدوم از دوستانم یا تو شرکت از همکارا که پرسیدم  فقط از کادویی ( یا پولی ) که به نوزاد می دن خبر داشتن . کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که این رسم فقط مال خونواده ی ماست ! ولی با توجه به اینکه بیشتر همکارای من مرد هستن ، رشتی هم نیستن و از طرفی من هم فقط دوتا کتاب گیلان شناسی دارم و مهمتر هم اینکه چند تا از دوستام که اصالتن رشتی هستن هم چنین رسمی دارن  نتونستم جمع بندی کلی واسه تحقیقم ارایه بدم ، حتی نتونستم ادعا کنم این یه رسم رشتیه. فقط شانس آوردم این تحقیق مال پایان نامه ی دانشگاهم نبود !!!

.

.

.

 

   + نویسنده - ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠

گفتار طرب انگیز

به نام ایزد متعال

.

وقتی کسی هرکاری را از روی عداوت انجام می دهد ، می گویند « قلم در کف دشمن است » . در چنین وضعی انتقادهای منتقد از روی غرض و کینه است . او به هرچیزی از دید منفی نگاه میکند . اگر روزنامه نگار باشد ، تیترهایی میزند که اصل مطلب را خنثی می کند . از چه زمان « قلم در کف دشمن » افتاده است ؟ سعدی پاسخ شما را می دهد :

ندانم کجا دیده ام در کتاب

که ابلیس را دید مردی به خواب

به بالا صنوبر ، به دیدار ، حور

چو خورشیدش از چهره می تافت نور

 فرا رفت و گفت : ای عجب ، این تویی ؟!

فرشته نباشد بدین نیکویی

توکاین روی داری به حسن قمر

چرا در جهانی به زشتی سمر؟

تو را سهمگین روی پنداشتند

به گرمابه در ، زشت بنگاشتند .

حالا ملاحظه بفرمایید ابلیس چه جوابی می دهد :

شنید این سخن ، بخت برگشته دیو

به زاری برآورد بانگ و غریو

که : ای نیکبخت ، این نه شکل من است

ولیکن قلم در کف دشمن است

بر انداختم بیخشان از بهشت

کنونم به کین می نگارند زشت

.

                                       گفتار طرب انگیز ( طنز سعدی در گلستان و بوستان )

                                       نویسنده : عمران صلاحی

                                       تصویرگر : غلامعلی لطیفی

                                       انتشارات گل آقا

.

.

.

.

 

   + نویسنده - ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠

هنوز زنده هستم !!!

به نام ایزد متعال

.

عنان مال خویش به دست غیر مده

که مال خود طلبیدن کم از گدایی نیست

.

.

   + نویسنده - ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠

سلام

به نام ایزد متعال

.

خیلی وقته که مطلب جدید نذاشتم . آخه دارم رو سه تا موضوع مهم کار میکنم تا – اگه خدا بخواد – سه تا پست توپ آماده کنم . منی که به همه ارد می دم فقط copy – paste  نکنید ، خودتون مطلب آماده کنید : فقط به اینترنت اکتفا نکنید برید تو کتابخونه ، باید خودم پیش قدم باشم دیگه !

.

.

نکته : منطق حکم میکرد که یکی یکی مطالب رو آماده کنم ولی .... کدوم منطق !؟

.

.

.

   + نویسنده - ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠

مهاجرت پیش از موعد

به نام ایزد متعال

..

 

روزی مردی نزد شیوانا امد و از فقر و تنگدستی گله کرد . او گفت که در دهکده زمینی کوچک دارد و کلبه ای محقرانه و متاسفانه دخل و خرجش کفاف تامین معاش خانواده را نمی دهد و هر روز از قبل فقیرتر وتنگدست تر می شود . او گفت که در دهکده برای او کاری نیست و تمام اهل خانه چشم امیدشان به اوست تا کاری برای خود دست و پا کند و درآمدی کسب نماید . اما چنین کاری پیدا نمی شود و او نمی داند که چه کند .

شیوانا از مرد پرسید : اگر تو همین الان در راه بازگشت به خانه بمیری و از دنیا بروی . خانواده ات چه می کنند ؟ مرد فکری کرد و گفت : خوب آنها اول برایم عزاداری می کنند و بعد چون گرسنه هستند و باید برای خود غذایی دست و پا کنند ، هر چه دارند را جمع می کنند و زمین و کلبه را می فروشند و به شهر دیگری می روند و در آنجا دسته جمعی کار می کنند تا خودشان را سیر کنند .

شیوانا از مرد پرسید : اگر همین الان زلزله ای بیاید و همه چیز حتی همان کلبه و زمین را از بین ببرد و چیزی برای فروختن و کسی برای خریدن در ده باقی نماند ، اما تو و خانواده و بقیه اهل دهکده به فرض محال زنده بمانید ، آنگاه چه می کنید ؟

مرد تنگدست فکری کرد و گفت : خوب اندکی قوت لایموت جمع می کنیم و دسته جمعی به شهر دیگری مهاجرت می کنیم و دسته جمعی هر جا کاری بود مستقر می شویم و زندگی کولی وار را شروع می کنیم !

آنگاه شیوانا تبسمی کرد و گفت : خوب ! حتمن باید بمیری یا حتمن باید زلزله ای بیاید تا تو و خانواده ات به خود تکانی بدهید و مهاجرت را شروع کنید . تا زنده ای کمی تلاش به خرج دهید و اگر لازم آمد همین امشب مهاجرت را شروع کنید !

 

                                                                                                                                                                                     فرامرز کوثری

.

.

 

.

   + نویسنده - ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

تمیز کردن لپ تاپ

به نام ایزد متعال

..

لپ تاپ ها دستگاه های ظریفی هستند و نحوه ی تمیز کردن آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است . چه بسا با تمیز کردن غیراصولی لپ تاپ به آن آسیب برسانید .

ابتدا باید بدانید بهتر است پیش از هر کاری به دفترچه ی راهنمای کامپیوتر خود مراجعه کنید و ببینید در آنجا چه دستورالعملی برای تمیز کردن لپ تاپ شما داده شده است .

اغلب کارخانه های فروشنده لپ تاپ توصیه می کنند که تمیز کردن کلی بیشتر از یک بار در سال انجام نشود ، اما کسانی که دایم در سفر هستند نیاز بیشتری به تمیز کردن کامپیوترشان پیدا می کنند .

نخستین نکته در هنگام تمیز کردن اینست که از بکار بردن پارچه های زمخت و زبر و موادی که دارای حلال های آمونیاکی هستند خودداری کنید .

1 - برای تمیز کردن بخش بیرونی و بدنه ی لپ تاپ از یک تکه پارچه ی کتانی استفاده کنید که می تواند بخشی از یک تی شرت کهنه و قدیمی باشد . به هیچ عنوان از پارچه های راه راه مخصوص نظافت و یا پارچه های ساینده استفاده نکنید .

یادتان باشد هیچ وقت اسپری تمیز کننده را مستقیم روی بدنه ی لپ تاپ نپاشید  بلکه آنرا روی پارچه ریخته و سپس به بدنه بکشید .

2 - شما می توانید از یک کمپرسور دمنده ی هوا برای تمیز کردن سوراخ های هواکش کامپیوتر خود استفاده کنید . در هنگام دمیدن هوا به این قسمتها مراقب باشید با شدت زیاد نباشد زیرا این کار ممکن است به مهره های فن کامپیوتر آسیب بزند . از پارچه ی پزشکی برای تمیز کردن لابلای سوراخها و پروانه ی فن استفاده کنید . هرگز کمپرسورها را مستقیم به سمت پروانه فن نگیرید ،‌چرا که ممکن است باعث چرخش بیش از حد مجاز آن شود .

3 – پس از آنکه سوراخ های هوا و فن تمیز شدند به سراغ پورت ها بروید . این پورت ها مکان هایی هستند که جرم زیادی را جمع آوری میکنند . برای تمیز کردن آنها باید از پارچه ی پزشکی استفاده کنید . دمنده ی هوای فشرده در اینجا نیز می تواند کمک زیادی بکند . فقط مراقب باشید با فشار هوا جرم ها را به اعماق پورت ها نفرستید .

4 – اگر قصد تمیز کردن جرم های روی صفحه ی نمایشگر را دارید ، حتمن قبل از این کار لپ تاپ را خاموش کنید . باز هم از یک پارچه ی کتانی مانند یک تی شرت استفاده کنید و هرگز پاچه هایی که خش ایجاد می کنند را به کار نبرید . هرگز از دستمال توالت و محلول هایی که پایه ی آمونیاکی دارند برای تمیز کردن صفحه نمایش استفاده نکنید . 

برای این کار حتمن از محلول های تمیز کننده ی مانیتور استفاده کنید که مطمئن تر هستند . همیشه محلول را روی پارچه اسپری کنید . جهت کشیدن پارچه روی صفحه از چپ به راست و از بالا به پایین است .

شما همچنین می توانید با مخلوط کردن آب و الکل یک محلول تمیز کننده ی اختصاصی برای خود بسازید . این محلول باید حاوی قسمت های مساوی آب و الکل باشد .

5 – کیبورد یکی از کثیف ترین قسمتهای کامپیوتر است ، برای خارج کردن جرم ها از دمنده ی هوای فشرده با زاویه ی مورب استفاده کنید . به راهنمای استفاده از لپ تاپ مراجعه کنید ، چرا که ممکن است کلیدهای کیبورد شما قابلیت برداشته شدن به منظور نظافت را داشته باشند .  

 

.

                                                                    دو هفته نامه صبح ایرانیان

                                                                     شماره بیست و هشتم

 

 

 

.

   + نویسنده - ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠
← صفحه بعد