چگونه می توان خودروی بدون ترمز را متوقف کرد ؟

 

به نام ایزد متعال

..

 رایج ترین راه برای توقف خودرو بدون استفاده از ترمز ، بهره گیری از موتور است که به طور ساده ترمز موتور نامیده می شود و در خودروهای سنگین کاربرد فراوان دارد . این روش بدین گونه عمل می کند که از کمپرس ایجاد شده در فاز تراکم موتور بهره گرفته تا خودرو را متوقف کند . ترمز موتور هم در سرعت های بالا و هم در سرعت های پایین کاربرد دارد . شما این عمل را بدون نیاز به دانستن هیچ گونه مهارت خاصی می توانید انجام دهید . کافی است تا کلاچ را گرفته و دنده را به دنده سنگین تر تعویض کنید ، سپس مشاهده خواهید کرد که خودرو شروع به کم کردن سرعت می کند .

برای مثال فرض کنید که شما درحال حرکت با دنده 4 هستید . به طور ساده دنده را به 3 و سپس به 2 تعویض کنید . در صورتی که خودرو متوقف نشد حتی می توانید دنده را به 1 نیز برسانید . البته تعویض دنده به 1 باید با احتیاط انجام شود زیرا ممکن است موجب از کار افتادن موتور و ایجاد صدمه در آن گردد . شما همچنین می توانید دنده ها را به صورت یکی در میان عوض کرده ولی این کار به خودرو آسیب می رساند . اگر این عمل را درست و سریع انجام دهید سنگین کردن دنده ها خودرو را به طور یقین متوقف می کند البته در صورتی که فاصله مناسب با مانع داشته باشید .

روش دوم سیستم ترمزی که در هر خودرویی یافت می شود ترمز اضطراری یا ترمز دستی است . استفاده از این سیستم از تاثیرگذاری کمتری نسبت به ترمز موتور برخوردار است . این روش می تواند خودرو را در سرعت های پایین متوقف کند ولی در صورت استفاده در سرعت های بالا نیاز به مسافت بیشتری نیز است .

اصولا در هیچ خودرویی نیروی کمکی روی ترمز دستی نصب نمی گردد . ترمز دستی بسته به نوع خودرویی که سوار هستید ، به وسیله فعال سازی دیسک یا کاسه ترمز های عقب به کار می افتد . استفاده از ترمز دستی به جای ترمز موتور می تواند خطرناک باشد . ترمز دستی بیشتر در حرکات نمایشی و دریفت کاربرد دارد .

شایان توجه است که استفاده هم زمان از تکنیک های بالا امکان پذیر است ولی نیاز به مهارت کافی داشته و به دلیل اینکه شما در چنین موقعی یقینا به دنبال خودنمایی نیستید پس بهتر است که یکی از متدها را به طور ایمن و صحیح انجام دهید .

.

                                                         برگردان و نوشته : پژمان یمانی

                                                                      مجله ماشین

                                                                       مرداد 1390

 

 

 

   + نویسنده - ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠

مدیریت ریسک

 

به نام ایزد متعال

..

 در سال 1988 در شرکتی ، مدیر قسمتی بودم که که روزی به من گفته شد جزء بهترین مدیرهای شرکت انتخاب شده ام  که همه انتخاب شدگان به عضویت کلوپ مدیرعامل ( President’s Club ) در می آیند و جایزه آن یک سفر یک هفته ای به هاوایی با مدیرعامل به همراه خانواده و دریافت یک کامپیوتر ساخت شرکت خودمان بود . قرار شد چهل نفر رییس ، مدیر ، معاون و مدیرعامل و همراه خانواده با یک پرواز به هاوایی برویم . وقتی مدیرعامل خبردار شد که همه قرار است با یک هواپیما برویم عصبانی شد و گفت اصلا نباید چنین ریسکی کرد چرا که اگر این هواپیما سقوط کند ، شرکت دوهزار نفری تعطیل خواهد شد ! همان موقع از مدیر منابع انسانی خواست که با شرکت های معروف تر مانند Hp هماهنگ کند و از روش های  آنها برای این مسافرت استفاده شود . در نتیجه ی این روشها از آن پس بیش از دو معاون شرکت یا سه مدیر یا چهار رییس نمی توانستند در یک هواپیما سوار شوند . نتیجه این شد که ما را با هشت پرواز مختلف به هاوایی فرستادند و ساعت ورود ما به هاوایی از صبح تا بعدازظهر بود یعنی همه باید صبر می کردیم که بقیه هم برسند و بعد برنامه های تفریحی تور شروع شود . بله ، به این می گویند مدیریت ریسک .

زندگی ، خود یک ریسک است ولی بعضی از کارها ریسک بیشتری از بقیه دارند و باید کمی به آنها فکر کرد . هنگام مسافرت با هواپیمای مسافربری اگر فرزندانم همراه ما نبودند ، من و همسرم از دو پرواز مختلف  استفاده می کردیم که در صورت سقوط هواپیما یکی از پدر و مادر به عنوان سرپرست باقی مانده و بچه ها را بزرگ کند .

ما همیشه در خانه مان را قفل می کنیم ، به ماشینمان زنجیر می بندیم ولی از خیابان ، بی پروا از یک سمت به سمت دیگر می رویم و می گوییم اگر قرار باشد تصادفی رخ بدهد حتما خواهد داد . این فکر به شرطی درست است که در خانه را نیز قفل نکنیم و پنجره اتومبیل را موقع پارک پایین بگذاریم ، با این فرض که اگر قرار است اتفاقی بیفتد حتما خواهد افتاد .

به هر حال مقوله ریسک ، احتیاج به مدیریت دارد . اگر کسی که تازه گواهینامه رانندگی گرفته پشت ماشین فرمول یک بنشیند ، ریسک بزرگی می کند ولی برای یک راننده خوب و با تجربه ، این ریسک خیلی کمتر است . می توان همه کارهای خطرناک دنیا را انجام داد ولی با کمی محاسبه و دقت ، ریسک آنها را به حداقل رسانید .

.

                                                         مهندس فرهاد کاشانی

                                                               مجله ماشین

                                                                مرداد 1390

 

 

 

   + نویسنده - ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠

پاگشای نوزاد

به نام ایزد متعال

.

به دنیا اومدن یه بچه ی تازه خیلی چیزارو یاد آدم میاره . یکی از این چیزا رسم و رسومی هست که قدیما خیلی سفت و سخت اجرا میشدن . از اونجا که کوچیکترین نوه از فامیل بزرگ ما دوازده سالشه ، این وقفه ی طولانی و البته بیخیالی نسل جدید نسبت به این چیزا و جایگزینی اونا با نوآوری های عجیب و غریب و تغییر آیین قدیمی باعث شد که دو سه تا نتیجه ای که الان بین یک تا سه سالشونه محروم بشن از خیلی از این جشن ها .

البته مامانه خیلی نسبت به این چیزا حساسه . وقتی باقالی دنیا اومد اصرار داشت براش شپّاسی (‌هفت شب ) بگیریم . یا برای بیرون اومدن اولین دندونش گازفروشان ( دندونی )‌ گرفتیم . هنوزم که هنوزه هر بچه ای که برای اولین بار میاد خونه ی ما ، موقع رفتن یه ظرف پر از برنج و تخم مرغ میگیره و ....

میگن اگه صاحب خونه به نوزادی که بار اول به خونه ش اومده برکت نده ، موش تو انبارش می افته. ( برنج نماد برکت و تخم مرغ ، بچه ی اون خونه ست . )

این سوال واسم پیش اومد که آیا این رسم – دادن تخم مرغ و برنج - فقط تو شهر ما وجود داره یا نه ؟ تو کتابهایی هم که داشتم چیزی پیدا نکردم .

تو اینترنت کلی جستجو کردم ولی فقط تو یه جا به اسم بنیاد بازشناسی لارستان کهن ( حوزه ی مطالعات جنوب و خلیج فارس ) – http://www.larshenasi.com/1389/01/---12.html- متن زیر رو پیدا کردم که البته ربطی به رشت نداره ولی چون تنها چیزیه که پیدا کردم اینجا میارمش:

.

9-2- مراسم پاگشایی بچه ( بِچ شَوا خونَ خَندَ / / bač šavâ xo:na xanda

همانگونه که گفته شد ، پس از چهل روز برای اولین بار نوزاد را از خانه به یکی از اماکن مقدس شهر می برند . علاوه بر آن برخی نیز نوزاد را نزد سید معتبر و یا عالم آن شهر که به آن " آقای گپ " می گویند ، می برند تا برایش دعا کند . پس از آن به خانه ی مادربزرگ مادری ( مادر بئو ) می روند . که در این مراسم پاگشایی ، بستگان درجه ی یک پدر نوزاد ، مانند مادر ، پدر ، خواهر و برادر نیز دعوت می شوند . در این میهمانی ولیمه داده می شود و هدیه ای به مادر و نوزاد می دهند و برای خوش یمنی و شادی مادر بئو ، پول و بادام سبز بر سر مادر و نوزاد می پاشد ( شاباش می کند : بَرَنِش / baraneš / می کند ) . بعد از پاگشایی اول ، نوبت به دیگر اقوام می رسد که یک به یک مادر و نوزاد را پاگشا می کنند .

.

از هرکدوم از دوستانم یا تو شرکت از همکارا که پرسیدم  فقط از کادویی ( یا پولی ) که به نوزاد می دن خبر داشتن . کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که این رسم فقط مال خونواده ی ماست ! ولی با توجه به اینکه بیشتر همکارای من مرد هستن ، رشتی هم نیستن و از طرفی من هم فقط دوتا کتاب گیلان شناسی دارم و مهمتر هم اینکه چند تا از دوستام که اصالتن رشتی هستن هم چنین رسمی دارن  نتونستم جمع بندی کلی واسه تحقیقم ارایه بدم ، حتی نتونستم ادعا کنم این یه رسم رشتیه. فقط شانس آوردم این تحقیق مال پایان نامه ی دانشگاهم نبود !!!

.

.

.

 

   + نویسنده - ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠