حافظیه!!!

به نام ایزد متعال

"دلبسته ی آرژانتینی" حافظ برات یه پیغام گذاشته:

 

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز  

چه شکر گویمت ای کردگار بنده نواز

 

نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی

که کیمیای مرادست خاک کوی نیاز

 

زمشکلات طریقت عنان متاب ایدل

که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

 

طهارت ارنه به خون جگر کند عاشق

به قول مفتی عشقش درست نیست نماز

 

درین مقام مجازی بجز پیاله مگیر

درین سراچه ی بازیچه غیر عشق مباز

 

به نیم بوسه دعایی بجز زاهل دلی

که کید دشمنت ازجان و جسم دارد باز

 

فکند زمزمه ی عشق در حجاز و عراق

نوای بانگ غزلهای حافظ شیراز

 

 

"بهارنارنج" واسه تو هم همینطور:

 

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

 

زانجا که فیض جام سعادت فروغ تست

بیرون شدی نمای زظلمات حیرتم

 

دورم بصورت از در دولتسرای تو

لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم

 

دریا و کوه در ره من خسته و ضعیف

ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم

 

من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش

در عشق دیدن تو هواخواه غربتم

 

هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهت

تا آشنای عشق شدم زاهل رحمتم

 

عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم

کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم

 

گر دم زنی زطره ی مشکین آن نگار

فکری کن ای صبا ز مکافات غیرتم

 

می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار

این موهبت رسید زمیراث فطرتم

 

حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان

در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم

 

 

   + نویسنده - ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸