جایزه ادبی جلال آل احمد

به نام ایزد متعال

به نشانه ها اعتقاد دارم . وقتی تصمیم میگیرم کاری انجام بدم ، یا انجام ندم ، اگر نشانه ها بر درستی کارم  صحه بذارن با اطمینان بیشتری تصمیمم رو عملی میکنم . مثلا ً در تاریخ 2/9/87 تصمیم گرفتم نویسنده بشم ؛ رأس ساعت 11 شب درست چند دقیقه بعد از اینکه تصمیمم رو به خودم اعلام کردم! اخبار رادیو اعلام کرد به مناسبت 85اُمین سالگرد تولد جلال آل احمد جایزه ای به همراه 110 سکه به نویسندگان برگزیده اهدا خواهد شد ، البته امسال این جایزه به کسی تعلق نگرفت (شاید چون من دیر اقدام کردم دست برگزار کنندگان مونده تو پوست گردو نیشخند).

جلال آل احمد.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

از طرف دیگه وقتی تو جامدادیم دنبال چیزی برای نوشتن این تصمیم تو دفترم میگشتم "قلم سبز گل آقایی" اومد تودستم. این سبزی رو به فال نیک گرفتم.

به امید موفقیت!

 

این مطلب رو هم نخونده رد کنید:

"امروز 4/9/87 است. از روزی که تصمیم گرفتم نویسنده بشم دوروز میگذره و من هنوز چیزی ننوشتم، حدس بزنید چرا؟ وقت نکردم!؟ نه. چون اگر میخواستم، تو طول روز میتونستم دست کم پنج دقیقه برای نوشتن زمان پیدا کنم. موضوعی پیدا نکردم!؟ نه. چون چندین و چند مطلب به ذهنم رسیده که ننوشتم.... حالا اگر مسخره م نکنید میگم : خودکار نداشتم ! تو خونه ای که دوتا معلم و یک دانشجو زندگی میکنن نداشتن خودکار یه جور فحشه، ولی آخه من تصمیم داشتم یه خودکار مخصوص برای نوشتن داستانم بخرم یا پیدا کنم – از تو وسایلم – چون نشد پس ننوشتم . ولی این موضوع باعث شد به یه حقیقت برسم : ممکنه هیچ وقت جایزه ویژه ی جلال آل احمد رو نبرم ولی "زرشک زرین تنبلی" یا "چغندر بلورین حماقت" حق مسلم منه." 

( قسمتی از دفتر خاطرات نویسنده بعد از این)

 

   + نویسنده - ۸:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧